فریدون برکشلی

ایران کدخدای بازار نفت و گاز شده است

فریدون برکشلی با اشاره به تجاوز ائتلاف آمریکایی – صهیونیستی به خاک جمهوری اسلامی ایران و تبعات آن برای بازار انرژی اظهار کرد: در پایان چهارمین هفته حملات امریکا و اسراییل به جمهوری اسلامی ایران، آنچه مورد اتفاق نظر کارشناسان قرار گرفته دلالت بر تفوق ایران در منطقه خلیج فارس دارد.

فریدون برکشلی با اشاره به تجاوز ائتلاف آمریکایی – صهیونیستی به خاک جمهوری اسلامی ایران و تبعات آن برای بازار انرژی اظهار کرد: در پایان چهارمین هفته حملات امریکا و اسراییل به جمهوری اسلامی ایران، آنچه مورد اتفاق نظر کارشناسان قرار گرفته دلالت بر تفوق ایران در منطقه خلیج فارس دارد.

وی یادآور شد: بحران نفتی ۱۹۷۱ میلادی که در پی تحریم نفتی امریکا و تعدادی از کشورهای غربی حامی اسرائیل توسط کشورهای منطقه خلیج فارس صورت گرفت، مدت پنج ماه طول کشید که متعاقب آن قیمت‌های جهانی نفت افزایش پیدا کرد و اقتصاد کشورهای صنعتی دچار تورم رکودی شد. اما همان بحران ناشی از شوک نفتی ۱۹۷۱ اقتصاد جهان را به مدت ۱۰ سال با بحران عمیقی مواجه ساخت. اقتصاد امریکا و کشورهای صنعتی تنها از آغاز دهه ۱۹۸۰ بود که توانست بحران را کنترل کند و به مسیر رشد اقتصادی باز گردد.

برکشلی افزود: بحرانی که این بار پس از ۵۶ سال تکرار شده است، از خیلی جهات گسترده‌تر و عمیق‌تر از دهه‌ها پیش است. اقتصاد جهان روزانه ۱۰۳ میلیون بشکه نفت مصرف می‌کند که ۲۰ درصد آن از طریق تنگه هرمز عبور می‌کند. اما حجم گاز و ال‌.ان‌.جی صادراتی از طریق هرمز از نفت هم بیشتر است. البته تنها نفت و گاز هم نیست. محصولات پتروشیمی، اوره و کود شیمیایی، هلیوم و بسیاری از فراورده‌هایی که برای تولید باطری‌هایی که در خودروهای برقی و تجهیزات پیشرفته الکترونیک استفاده می‌شوند، وابسته به عبور از منطقه خلیج فارس است.

تنگه‌ها؛ صحنه نبرد اقتصادی

این تحلیلگر بین‌المللی بازار انرژی با اشاره به اهمیت گلوگاه‌های دریایی در تجارت جهانی گفت: براساس گزارش سازمان تجارت جهانی، در سال ۲۰۲۴ معادل ۸۵ درصد تجارت جهانی از طریق دریا صورت می‌گیرد و تقریبا دو سوم تجارت دریایی هم از مسیر تنگه‌های عمده عبور می‌کند. چهار تنگه مهم دیگر شامل تنگه باب‌المندب بین یمن و آفریقا در سمت دیگر خاورمیانه، تنگه مالاکا میان اندونزی، مالزی، سنگاپور و تایوان تنگه ترکیه و تنگه دانمارک که برای مسیر روسیه و اروپا در دریای سیاه به مدیترانه حیاتی قلمداد می‌شود و همچنین تنگه پاناما که مسیر عبور کشتی‌ها میان اقیانوس اطلس و اقیانوس آرام برای رفت‌وآمد به امریکای جنوبی است.

وی تاکید کرد: این تنگه‌ها که مسیر عبور بخش مهمی از تجارت جهانی هستند، یکی از صحنه‌های اصلی جنگ تجاری دهه پیش رو میان آمریکا و چین و همچنین سایر اقتصادهای بزرگ نوظهور مانند هند، اندونزی و برزیل خواهند بود. به عبارتی تنگه‌ها بستر نبرد جنوب و شمال هستند؛ تلاشی از سوی آمریکا و کشورهای شمال برای حفظ موقعیت خود در برابر جنوب. البته اهمیت ویژه تنگه هرمز به دلیل عبور بخش مهمی از انرژی جهانی از مسیر آن است.

این تحلیلگر بازار انرژی با اشاره به تجربه تاریخی بحران سوئز خاطرنشان کرد: در سال ۱۹۵۶ میلادی جمال عبدالناصر کانال سوئز را ملی اعلام کرد و آن را از انحصار طولانی‌مدت انگلیس خارج ساخت. ناصر معتقد بود که این آبراه متعلق به ملت مصر است. متعاقب آن انگلیس با حمایت آمریکا، فرانسه و اسرائیل علیه مصر وارد جنگ شدند. ناصر در جنگ پیروز نشد اما کانال سوئز از تسلط انگلیس خارج شد. در واقع جنگ سوئز سرآغاز سقوط قدرت بلامنازع انگلیس بر دیگر آبراه‌های بین‌المللی و به دنبال آن تضعیف پوند به عنوان پول جهانی برتر و کاهش اقتدار و اعتبار جهانی انگلستان به عنوان یک قدرت بین‌المللی بود. از نظر بسیاری از تحلیلگران بین‌المللی، امریکا امروز در همان نقطه عطف تاریخی قرار گرفته است.

ایران کدخدای بازار نفت و گاز شده است

برکشلی درباره وضعیت کنونی تنگه هرمز نیز توضیح داد: به دشواری می‌توان شرایط امروز تنگه هرمز را توصیف کرد. هرمز باز یا بسته نیست؛ تنگه هرمز تحت کنترل ایران قرار گرفته است. ایران نقش کدخدای بازار جهانی نفت و گاز را بر عهده گرفته و کشورها برای دریافت انرژی خود لازم است با ایران مذاکره کنندوقتی آمریکا مجوز عبور چند نفتکش خود را به دست آورد، آن را هدیه‌ای از طرف ایران نامید. ایران قابلیت کافی برای نقد کردن دستاوردهای روی زمین خود برای امتیازگیری در فضای دیپلماسی را کمتر در اختیار دارد.

وی معتقد است که در واقعیت امر بازار انرژی در کنترل ایران است، البته آمریکا نیز ابزارهای مهمی برای تاثیرگذاری بر بازارهای جهانی نفت در اختیار دارد.

جنگ روایت‌ها در بازار جهانی نفت/ نیازمند روایت سازی ایران برای اثرگذاری بر بازار هستیم

این تحلیلگر بازار نفت و انرژی با اشاره به وضعیت قیمت‌ها در بازار جهانی نفت اظهار کرد: در حالی که بازار نفت با بزرگ‌ترین بحران تاریخ مواجه است، رشد قیمت‌های جهانی تناسبی با ابعاد بحران کنونی ندارد. برنت در محدوده ۱۱۰ تا ۱۲۰ دلار در هر بشکه و دبلیوتی‌آی با حدود ۱۲ دلار فاصله زیر برنت معامله می‌شود، اما این ارقام بازی زیرکانه کارگزاران و بورس‌بازان نفتی در نیویورک و لندن است. نفت منطقه خلیج فارس بالای ۱۴۰ دلار در هر بشکه معامله می‌شود.

برکشلی ادامه داد: دستکاری در بورس‌های بین‌المللی پدیده جدیدی نیست. در شرایط بحران بازار جهانی نفت، روایت‌ها اهمیت ویژه‌ای پیدا می‌کنند. در واقع روایت‌سازی یک ابزار مهم تاثیرگذاری در بازار است. هر زمان قیمت‌ها وارد کانال واقعی ساختارها می‌شوند، پرزیدنت ترامپ با پیامی روایت آرام‌کننده‌ای را به بازار ارسال می‌کند. در این میان کسانی که اطلاعات داخلی از زمان ارسال این روایت‌ها را دارند، با خرید و فروش بشکه‌های کاغذی در بورس سودهای کلانی به دست می‌آورند. در جنگ روایت‌ها در بازار نفت خریداران هم شریک هستند و روایت‌ها در طراحی خط قرمز برای رشد قیمت‌ها نقش مهمی دارند. تا اینجا ایران در روایت‌سازی تاثیرگذار بر بازار موفقیت نداشته است.

برکشلی با اشاره به وضعیت تردد نفتکش‌ها در تنگه هرمز اذعان داشت: در حال حاضر ۲ هزار نفتکش با میلیون‌ها بشکه نفت خام و فرآورده در دو طرف تنگه هرمز در شرایط فشرده باقی مانده‌اند. مجموع نفتکش‌های روی آب‌های جهان حدود ۶ هزار و ۳۰۰ فروند است؛ به عبارتی تقریبا یک سوم نفتکش‌های دنیا هم‌اکنون در دو طرف تنگه هرمز متوقف هستند. حتی اگر همین امروز درگیری‌ها پایان یابد، این تعداد نفتکش و کشتی چندین هفته یا ماه باید در انتظار بمانند تا بتوانند جابه‌جا شوند و از مسیر باریک آبراه عبور کنند. همین حالا نیز انتقال آب و غذا به کارکنان این نفتکش‌ها به یک مشکل بزرگ تبدیل شده است.

بیش از ۱۰ درصد عرضه جهانی از دسترس بازار خارج شده است

این تحلیلگر بازار انرژی افزود: صادرات نفت خام خاورمیانه به طور میانگین ۶۰ تا ۷۰ درصد کاهش یافته است. خاورمیانه در ماه فوریه ۲۵ میلیون بشکه در روز صادرات داشت، اما این رقم در ماه مارس به ۱۰ میلیون بشکه در روز کاهش یافته و با احتساب مایعات گازی به میزان حدود ۲ میلیون بشکه در روز، بیش از ۱۰ درصد عرضه جهانی از دسترس بازار خارج شده است.

این تحلیلگر بازار انرژی ادامه داد: حذف عرضه کشورهای حوزه خلیج فارس از بازار وضعیت‌های متفاوتی ایجاد کرده است. عراق در فوریه ۴.۳ میلیون بشکه در روز تولید داشت اما امروز تولید آن به حدود ۸۰۰ هزار بشکه رسیده است.

عربستان نیز بخش مهمی از تولید خود را از دست داده و تلاش دارد خط لوله ینبع به دریای سرخ را فعال کند. این خط لوله ابتدا برای انتقال گاز احداث شده بود و ظرفیت محدودی دارد و راه‌اندازی مجدد آن زمان‌بر است. امارات متحده عربی نیز با شرایط مشابهی روبه‌رو شده است. خط لوله حبشان–فجیره می‌تواند حدود ۱.۵ تا ۱.۸ میلیون بشکه در روز را بدون عبور از تنگه هرمز از خلیج فارس خارج کند، هرچند تاسیسات بندری و ترمینال‌ها نیز تا حدی آسیب دیده‌اند. کشورهای کویت، قطر و بحرین هم آسیب دیده‌اند و تنها کشور منطقه که هیچ آسیبی ندیده عمان است که هیچ پایگاه نظامی امریکایی در آن حضور ندارد.

وی تاکید کرد: علاوه بر خسارات ناشی از عدم صادرات به دلیل انسداد مسیر تنگه هرمز، برخی میادین نفتی به‌ویژه در عراق و امارات متحده عربی در صورت توقف بهره‌برداری طی مدتی قابلیت تولید خود را از دست می‌دهند و بازگشت به روال قبلی ممکن است ماه‌ها یا حتی بیش از یک سال طول بکشد.

شرکت‌های بیمه؛ دست پنهان در بازار جهانی نفت

برکشلی به نقش شرکت‌های بیمه دریایی اشاره و اعلام کرد: همان‌طور که اشاره شد، تنگه هرمز مسدود نیست بلکه تحت کنترل ایران است، اما شرکت‌های بیمه دریایی نرخ بیمه کشتی‌ها را به شدت افزایش داده‌اند و بخشی از این هزینه‌های اضافی در قیمت نفت منعکس شده است. شرکت‌های بزرگ بیمه دریایی مانند لویدز و الیانس اغلب آمریکایی و انگلیسی هستند و با در اختیار داشتن بانک‌های خود، چرخه کامل حمل‌ونقل دریایی نفت و گاز را کنترل می‌کنند. از یک زاویه می‌توان گفت جنگ کنونی نفتکش‌ها، جنگ پنهان شرکت‌های بیمه دریایی نیز به شمار می‌آید.

وی افزود: موضوع تنگه هرمز فقط به نفت و گاز محدود نمی‌شود. کشتی‌های تجاری حامل مواد اولیه صنعتی، مواد غذایی و دارو نیز به طور مداوم از این مسیر عبور می‌کنند و اکنون برای عبور از منطقه ناچار به پرداخت هزینه‌های سنگین بیمه هستند.

این تحلیلگر بین‌المللی بازار انرژی تاکید کرد: آنچه امروز در تنگه هرمز در حال وقوع است فقط یک اختلال مقطعی در عرضه انرژی نیست، بلکه نشانه‌ای از ورود اقتصاد جهانی به مرحله‌ای جدید از بی‌ثباتی ساختاری است که می‌تواند اقتصاد جهان را برای مدتی طولانی درگیر سازد. کاهش عرضه نفت و گاز، افزایش هزینه‌های حمل‌ونقل و بیمه و اختلال در زنجیره‌های تامین همگی در حال بازتعریف هزینه تولید، تجارت و مصرف در سطح جهانی هستند.

برکشلی اظهارکرد: در کوتاه‌مدت این بحران به افزایش قیمت انرژی، تشدید فشارهای تورمی و کند شدن رشد اقتصادی به‌ویژه در اقتصادهای واردکننده انرژی منجر خواهد شد. همزمان نااطمینانی در بازارها سرمایه‌گذاری را با احتیاط بیشتری مواجه کرده و نوسانات مالی را افزایش می‌دهد.

به اعتقاد این تحلیلگر در میان‌مدت کشورها به سمت تنوع‌بخشی پرهزینه به منابع انرژی، بازطراحی مسیرهای تجاری و کاهش وابستگی به گلوگاه‌های استراتژیک حرکت خواهند کرد؛ روندی که می‌تواند به افزایش هزینه‌های ساختاری در اقتصاد جهانی بینجامد.

وی خاطرنشان ساخت: در بلندمدت مهم‌ترین پیامد این بحران تغییر در درک قدرت است. کنترل بر مسیرهای حیاتی انرژی و تجارت بار دیگر به عنوان یکی از ارکان اصلی قدرت جهانی مطرح شده است. همان‌گونه که بحران سوئز به افول یک نظم انجامید، تحولات هرمز نیز می‌تواند سرآغاز بازآرایی موازنه قدرت در اقتصاد جهانی باشد. در نهایت، بحران هرمز بیش از آنکه یک رویداد گذرا باشد، یک «سیگنال تاریخی» است؛ هشداری از اینکه ژئوپلیتیک بار دیگر به قلب اقتصاد جهانی بازگشته است.